در ادب نفست این بس که واگذاری، آنچه را از جز خود ناپسند شماری

نو روز مبارک

آنجا که باغ در اسارت پاییز بود،
بهار آمد . . . !؟

با خلعتی از شکوفه های رنگین، باغ را به جشن و شکوفایی
و رقص شاپرک ها دعوت نمود.

جویباران به حمایت درختان تشنه می شتافتند،
تا شاهد بردن برگ های نیمه جان به گورستان مرداب نباشند.

چشم شقایق ها نگران گل ها بود
که مبادا توسن تگرگ در مسیر ذهن آنها بتازد و فصل طلایی
هم آغوشی را به حصار تنگ خاموشی مبدل سازد.

بهار آمد تا پرندگان تبعیدی به دیار خویش بازگردند
و در فراز طلیعه روز، زندگی را آغاز نمایند.


نوروز مبارک
چون طلیعه نعمت ها به شما رسید، با ناسپاسی دنباله آن را مبرید


عدالت اسلامی یا رابینهودی!؟

ای اهل ایمان، برای خدا پایدار و استوار بوده و به عدالت و راستی و درستی گواه باشید و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد که از راه عدل بیرون روید، عدالت کنید، که به تقوا نزدیکتر است و از خدا بترسید که البته خدا به هر چه می کنید آگاه است (8/مائده)

مقصود از "هدفمند کردن یارانه ها" گام نهادن در راه اجرای عدالت اجتماعی است، که همانا تساوی حقوق همه افراد در برابر قانون از جمله درآمدهای ملی و مصرف یکسان از منابع خدادادی کشور است. که این یکسانی نه در نوع مصرف که در میزان مصرف است. اما آنچه که در این مدت در روش اجرایی آن مشاهده شد اصرار بر بی عدالتی و امر به تبعیض در جهتی دیگر بود!؟
این طرح که خود برای جلوگیری از "بهرمندی" بیشتر – از یارانه ها - در "مصرف" بیشتر بود! در گام نخست با طبقه بندی افراد جامعه توسط دولت (بصورت خوشه بندی) خود بی عدالتی دیگری شد!؟ هر چند با اعتراضات مردم خوشه بندی از طرح حذف شد اما (خوشه بندی) نوع نگاه دولت در توزیع یارانه ها را نمایان ساخت، که خواستار در اختیار گذاشتن تسهیلات و منابع بیشتر به قشری خاص است (خواه این کثرت در میزان و یا مدت زمان پرداخت باشد)، این نگاه تبعیض آمیز در ادامه همان نگاه ناعادلانه قبل مورد اعتراض دولت کنونی است با این تفاوت که افراد تعویض شدند!؟

1.
باید دانست که بحث میزان "مصرف نابرابر" اقشار جامعه از یارانه ها با "فقیر" و "غنی" بودن افراد دو مطلب متفاوت است که اختلاط این معانی باعث سردرگمی در تعیین معیار ها و در نتیجه ناکام ماندن هر طرحی خواهد شد!
عدالت در حوزه مصرف یعنی افراد با توجه به مصرف از منابع، قیمت واقعی را پرداخت کنند. تفسیر عدالت آن نیست که غنی متحمل هزینه بیشتر و فقیر بدون توجه به میزان مصرف هزینه کمتری بپردازد. باید یک قانون مشخص در مورد مصرف در جامعه برقرار باشد تا هر کس در حوزه مصرف و جدای از تفکر غنی و فقیر بودن بتواند مصرف خود را مدیریت کند! وجود یک قیمت ثابت و در نظر گرفتن اهرم های تشویقی و تنبیهی مدیریت بهتری در اجتماع به همراه خواهد داشت.

2.
با توجه به اصل 19 قانون اساسی (مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود) و اصل 20 قانون اساسی (همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند) قانون اساسی هیچ فردی را بر دیگری برتری نداده و به صرف درآمد کم، آن فرد را مستحق تحصیلات بیشتر و یا کمتر نمی داند!؟ و در موازین اسلامی نیز برتری انسان ها در نزد خدا تقوی بندگان بیان شده که این تقوی نیز قطعا میزان قضاوت خداوند است نه بندگان!؟

3.
با پرداخت بیشتر یارانه ها به عده کثیری از جامعه، فقط میزان مصرف را از قشری به قشر دیگر منتقل کرده ایم و به دو دلیل عمده شاهد کاهش در مصرف (که هدف اصلی این طرح است) نخواهیم بود!؟
الف. اگر پرداخت بیشتر یارانه به درصد زیادی از جامعه (به گفته مسئولین)، بطور مستقیم باعث تشویق به مصرف نشود، بصورت غیر مستقیم با خرید وسایل غیر ضروری مصرفی باعث مصرف بیشتر خواهد شد!
ب. چون افراد غنی نه از فروش که از مدیریت مصرف در تولید به ثروت رسیده اند و علت مصرف بیشتر در زمینه انرژی بواسطه نارسایی قانونی قیمت در ممناعت از مصرف بیشتر بوده، حال اگر قیمت ها واقعی شود قطعا این افراد مصرف را مدیریت و در صدد کاهش آن برخواهند آمد! بنابراین درآمد حاصل از کم کردن یارانه ها آنگونه که دولت و مجلس پیش بینی کرده اند محقق نخواهد شد!

4.
درست است که باید رفاه همه افراد در جامعه محقق شود ولی با تبعیض این امر به دست نخواهد آمد، افراد غنی بوسیله ثروت خود باعث ایجاد اشتغال و درآمدهای مالیاتی و . . . می شوند. حتی اگر از منظر مصرف گرایی هم نگاه کنیم این قشر با خرید کالا های تولیدی و یا وارداتی باز موجب گردش چرخه تولید و اشتغال می شوند. پس هر گونه که بنگریم نمی توان از نقش این قشر در جامعه اقتصادی و بهره آنها به جامعه در برجا ماندن چرخه اشتغال و تولید چشم پوشی کرد، بنابراین سزاوار نیست که این افراد را جدا کرد و در مورد آنها ناعدالتی نمود.
اگر کاستی هایی در سودجویی بعصی از افراد هست (که این مختص قشر خاصی نیست) باید ظرفیت های قانونی را افزایش داد نه اینکه دولت خود به امر تبعیض و نا عدالتی روی آورد که در این صورت خود باعث انتشار منکر خواهد شد.

5.
پرداخت کردن نقدی یارانه ها باعث مصرف گرایی و توجه مردم به مسائل غیر ضروری معطوف شده در نتیجه موجب تورم و بوجود آمدن شغل های کاذب و دور شدن جامعه از تولید علمی و عملی خواهد شد! اگر میزان مخارج یک کشاورز (یا کارهای سخت) را طی ماه دولت با پرداخت یارانه ها تامین کند با توجه به شرایط سخت کشاورزی و . . . آیا باز کشاورزی صورت خواهد گرفت؟ اگر نگوییم به هیچ وجه، قطعا خیل کثیری دیگر به امر تولید همت نمی گمارند!؟
بنابراین می بایست، بجای پرداخت مستقیم نقدی یارانه ها، این امر بصورت غیر مستقیم انجام پذیرد، تا تاثیرات سوء دیگری به بار نیاورد و برای حل یک مشکل چندین مشکل ایجاد شود. بطور مثال می توان این مبلغ را صرف امور اجتماعی همگانی کرد، در این مورد:
الف. از ایجاد نقدینگی در جامعه و تورم و. . . جلوگیری خواهد شد.
ب. همه از یارانه ها بصورت یکسان بهره خواهند برد.
پ. نیاز به سیستم توزیع و راهکارهای جدید نمی باشد و دولت با سیستم های کنونی می تواند بیمه همگانی و . . . را به سرانجام برساند
ت. وقتی دولت عهده دارخدمات درمانی و اجتماعی شود میزان مبلغ کسری از حقوق کارمندان و کارگران و . . . به دستمزد ماهانه افراد بازگردانده می شود و باز بطور غیر مستقیم هم افزایش حقوق خواهیم داشت و هم بار بیمه و . . .از روی دوش کارفرمایان برداشته می شود و باعث جذب کارمندان بیشتر خواهد شد
ث: چون پرداخت ها بصورت ماهانه نخواهد بود می توان از آن برای گردش چرخ صنعت و ایجاد زیر ساخت ها بهره جست و جامعه را رو به جلو حرکت داد بنابراین این پول می تواند به مرور بعد از سرمایه گذاری در مشاغل علاوه بر سود دهی و ایجاد شغل هزینه های درمانی افراد را پرداخت نماید
ج. متفاوت نبودن خدامات درمانی و اجتماعی باعث از بین رفتن تقریبی طبقات و اعتماد به نفس افراد کم درامد خواهد شد

6.
از منظر اسلامی (که حکومت ما ملزم به رعایت اسلام است)، دسته بندی افراد و اعتراض به نتیجه آن برای قرار گرفتن در خوشه های بالاتر، برای دریافت یارانه بیشتر باعث از بین رفتن کرامت انسانی و در اصل تشویق مردم به ناشکری نعماتی است که پروردگار به آنها ارزانی داشته است که خدا می فرماید ". . . لا یسئلون الناس الحافا. . ." (273 /بقره)
و اگر از منظر روانشناسی اسلامی بخواهیم تاثیرات این امر (دسته بندی) را مورد نقد قرار دهیم، توزیع نابرابر باعث از بین رفتن خصایص دینی چون انفاق و کمک از جامعه شده و این امور را با خوشه بندی ها جمع کرده و مستمندان نیاز مندان را به حکومت ارجاع خواهند داد.

سزاوار است که در اجرای یک طرح به همه جوانب امور توجه شود و همه متخصصین در کنار کارشناسان اقتصادی به طراحی بپردازند تا چه از منظر اقتصادی، چه حقوقی، اسلامی، روانشناسی و . . . یک طرح با کمترین عیب به اجرا درآید تا بتواند مشکلاتی را که مد نظر بوده با کمترین عوارض جانبی برطرف نماید

پندها چه بسیار است و پند گرفتن چه اندک به شمار


آزموده را آزمودن خطاست

از قدیم (شاید زمان حضرت آدم) نگهداری اشیاء و چیزهای با ارزش دغدغه انسان ها بوده! این "اهم" انسان ها که گاه فقط ارزشی شخصی فردی بود و برای غیر چندان چشمگیر نبوده، گاه تا مرز گفتار و اعتقادات نیز پیشرفته است!
در کل، پیدایش ابزار آلات امنیتی و حفاظتی ریشه در همین موضوع داشته - از صندوقچه و صندوق خونه و گاوصندوق و دوربین های مدار بسته و صندوق های امانات (برای دارایی های مادی) گرفته تا نرم افزاره و سخت افزارهای امنیتی (اثر انگشت) و ... برای رایانه های امروزی - تا بتوانیم از سرمایه های منقول تا ایدهای غیر منقول را از دسترس دیگران (نامحرم) دور نگه داریم.
در دین اسلام نیز فلسفه حجاب (که بصورت شعاری، نه عملی برآن تاکید داریم) نیز بر همین اساس قرار داده شده تا گوهر وجودی انسان (بخصوص زنان) از دید و به تبع آن دسترسی همگانی در امان و محفوظ بماند.
و از دلایلی که مانع تحریف قرآن - بر خلاف کتب آسمانی دیگر – شده محفوظ بودن آن در لوحی است که جز پاکان به آن دست (فهم) نمی یازند(واقعه.آیه78 و79)
در اصل در اسلام بر این موضوع تاکید شده که برای در اختیار داشتن و دانستن هر چیزی (با توجه به ارزش آن) باید افراد دارای شرایطی باشند تا لایق داشتن و دانستنش باشند. مطالعه دیگر موارد اعتقادی اسلامی، تاکید دینی براین اصل را نشان می دهد. بنابراین ضروری است مسلمانان و بخصوص حکومتی که متاثر از نام اسلام و اسلام است بگونه ای رفتار کند که در دین اسلام بیان شده، نه سلایق فردی!
"هر کسی کز ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من"
یعنی با در دسترسی آسان قرار ندادن موارد ارزشمند اعتقادی و عرفی، از سوء استفاده و یا توهین و به سخره گرفتن آنها جلوگیری کنیم، چیزی که در این سال ها، مخصوصا بعد از رحلت امام(ره) به آن کمتر توجه شده!
قیاس این زمان (از سال 68 به بعد) با قبل از انقلاب نشان دهنده این است که – مخصوصا در رده های میانی حکومتی ما – تصمیمات فرهنگی و تبلیغی ما هیچ تغییر اساسی و بنیادی نداشته و تغییر حکومت، فرهنگ جامعه را به مسیری که اسلام توصیه کرده، نتوانسته است راهنمایی کند و بعضا قوانین و دستورات فرهنگی مصوب ما نه تنها کمکی در این زمینه نکرده است، بلکه باعث تسهیل دسترسی مخالفان به راه های نزدیکتر نیز شده است!
در سال های قبل از انقلاب اعتراضات مردم بصورت بی احترامی بر عکس محمدرضا شاه نمود یافت و این نوع اعتراض بخاطر تسهیل در دسترسی عکس وی بود که البته علت این دسترسی آسان، خودش بود! یعنی با دستور نصب عکس خود بر روی در و دیوار به تصور ایجاد محبوبیت، با دست خود باعث شکستن ابهت (پوشالی) و محبوبیت (کاذب) خود شد! این آغاز راه سرنگونی حکومت وی شد، که در برخورد با افراد خطا کار، باعث زایش ناراضیان - در برخوردهای سلبی - بر عده قبلی شد.
سال هاست که در دهه فجر تصویر بارزی از زمان پیروزی انقلاب در صدا و سیما پخش میشود، که یادآور فرهنگ عام جامعه ایران است! در این تصویر مردی روزنامه ای با تیتر "شاه رفت" را مانند کلاه بر سر گذاشته و در دستان اسکناس هایی دارد که تصاویر محمد رضا پهلوی را از روی آنها کنده است!
فارغ از درستی و نادرستی عمل مردم و عکس العمل حکومت آن زمان در قبال مردم، باید در نظر گرفت که راحتی این نوع توهین و ارتکاب به اصطلاح جرم، به شخص اول حکومت جز در دسترسی آسان ابزار توهین توسط خود حکومت چیز دیگری نبود. در اصل حکومت و شخص محمدرضا پهلوی قبل از هر کس دیگری مجرم بودند!
حال بعد از آن تجربیات حکومتی قبل از انقلاب و توصیه های امام(ره) در زمان حیات خویش، مسوولین کنونی نظام نمی بایست اشتباهات گذشته را دوباره تکرار"که آزموده را آزمودن خطاست" و با جلوگیری از فرهنگ چاپلوسی عده ای (مخصوصا در رده های میانی مدیریتی) از چنین حوادثی جلوگیری می نمودند.
حواث اخیر در توهین به امام را اگر با حسن نیت، نتیجه چاپلوسی عده ای در تصویب بعضی قوانین ندانیم، قطعا بیانگر بی تجربگی و بی دانشی آن عده است، آنجا که در یکی از ادوار مجلس – بعد از رحلت امام – قانونی مبنی بر چاپ تصویر امام بر روی همه اسکناس های رایج تصویب شد!؟ تصویب کنندگان این طرح هدف شان از این قانون چه بود؟ ارزش به امام؟ آیا اندیشه های امام به اندازه پولی است که عکس امام بر روی آن درج شده؟ پولی که فقط در مرحله تولید و چاپ می توان احترام به آن را تضمین و بعد از ورود به جامعه ناخواسته (در اغلب موارد) و خواسته (در معدود انگشت شمار) مورد توهین قرار می گیرد!
رد و بدل شدن پول در بین اقشار مختلف جامعه، از متکدی خیابان و رفته گر و مکانیک و میوه فروش و کاسب و بازاری و ... تا مهندس و دکتری که کیف پولش را در جیب عقب خود می گذارد و پشت ماشین می نشیند! در هیچ کدام نشانه ای از هدف تصویب کنندگان طرح مشهود نیست! این درست همان کاری بود که شاه و اطرافیانش (قبل از انقلاب) و امروز در اکثر کشورهای غیر مسلمان انجام می گیرد، تفاوت حکومت اسلامی ما با آنان کجاست؟
در راهپیمایی های سال های پیش اعم از روز قدس و 22 بهمن و دیگر راهپیمایی ها، آیا چند ساعت بعد از اتمام راهپیمایی از همان مسیر رد شده اید؟ آیا تصاویر امام را بر روی زمین ندیده اید که ماشین ها و آدم ها بدون توجه از روی آن رد می شوند؟ به راستی چاپ این همه تصاویر (یک بار مصرف) در مناسب های مختلف، کمکی هم به نشر افکار و اندیشه های امام می کند؟ یا راهی برای گرفتن امتیاز و بودجه های غیر متعارف برای عده ای است؟
پس توهین به امام خواسته یا ناخواسته – طی این 20 سال – با وضع کردن قوانین سطحی و مطالعه نشده، وجود داشته، فقط ما غافل بودیم! سزاوار است به گذشته نگاهی بیندازیم تا تصمیمات ما باعث بهره برداری و سوء استفاده دیگران نشود!

اسماعیلی | آذر88