نامه یک شهردار به رئیس جمهورش

بسمه تعالی

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای خاتمی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
موضوع: برنامه چهارم توسعه کشور

سلام‌علیکم؛

احتراماً در آستانه تهیه و تدوین برنامه چهارم توسعه کشور که در دستور کار دولت محترم قرار گرفته است، (موضوع نامه شماره 76805/101 مورخ 25/4/82 سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی) به استحضار می‌رساند:

در اجرای سیاست‌های دولت وقت، از سال 1362 شهرداری‌های کشور به سمت خودکفائی مالی سوق داده شده‌اند و قاعدتاً می‌باید لازمه تحقق چنین سیاستی، اقداماتی در زمینه‌های مشروحه ذیل باشد:

1ـ در قوانین موجود بازنگری گردد و زمینه‌های قانونی لازم برای بهبود و پایداری نظام درآمدی شهرداری‌های کشور فراهم شود.

2ـ در صورتی که از مالیات‌ها سهمی برای شهرداری‌ها باشد سازمان‌های ذیربط دولتی در زمینه‌های وصول و تسهیم مالیات‌های محلی که جمع‌آوری آنها در سطح ملی یا منطقه‌ای به صرفه و صلاح است با وزارت کشور و شهرداری‌ها همکاری نمایند.

3ـ کمک دولت به شهرداری‌ها منوط به اجرای پروژه‌های زیربنائی عمران شهری گردد و یا برای انجام بخشی از وظائف خاص حاکمیتی که بر دوش شهرداری‌ها قرار گرفته است صورت گیرد.

4ـ دولت قوانین و مقررات هماهنگ و جامعی برای انتشار اوراق قرضه از سوی شهرداری‌ها برای اجرای وظائف به موقع آنها تدوین و به مورد اجرا گذارد و در این مورد اختیارات لازم را (حداقل در قالب کلان شهرها) تفویض نماید.

5ـ وزارت کشور و هیأت دولت در تعیین قیمت منطقه‌ای املاک و مستغلات که مبنای اصلی محاسبه عوارض عمران و نوسازی می‌باشد به صورت شفاف و واقعی عمل نموده و سرنوشت وصول عوارض شهری را به ملاحظات سیاسی، اجتماعی کشور مرتبط نسازند و به نیازهای مبرم مالی شهرداری‌ها برای اجرای وظائف جاری و عمرانی آنها که تعطیل بردار هم نیستند توجه داشته باشند.

متأسفانه در طی 20 سالی که از اجرای این تصمیم دولت (خودکفایی شهرداری‌ها) گذشته است، عملاً به هیچ یک از موارد فوق به طور جدی توجه نشده و سرنوشت امور زیربنائی و نگهداری شهرها که از اهم وظائف دولت جمهوری اسلامی به حساب می‌آید به دست تقدیر سپرده شده است.

در دهه اخیر به طور عموم همه کلان‌ شهرها و خصوصاً شهرداری تهران به دلیل ضرورت اجرای وظائف محوله و بالا رفتن سطح هزینه‌های جاری، نگهداری و عمرانی که ناشی از آثار تبعی سیل عظیم مهاجرت به پایتخت بوده است، راه حل فوری جز فروش بی‌رویه تراکم ساختمانی و یا به عبارتی فروش بی‌مطالعه و بی‌قاعده فضای کالبدی شهر در پیش روی خود ندیدند و در این راستا تا آنجا پیش رفتند که پیامدهای نامطلوب و منفی برای ایمنی، محیط زیست و رفاه شهروندان، به ارمغان آورد و در پی آن و با اقدامی بدون بررسی و تعیین منابع درآمدی جایگزین به یکباره فروش تراکم نیز تعطیل گردید و اجرای صدها پروژه عمرانی شهری و همچنین امور جاری و نگهداری شهر با این گستردگی موجبات سر در گمی را فراهم ساخته است.

حسب مطالعات تطبیقی انجام شده از وظائف محوله به شهرداری تهران که خلاصه آن را به پیوست ملاحظه خواهند فرمود، همه وظائفی که در زمینه‌های انجام امور زیربنائی در شهر تهران بر عهده شهرداری نهاده شده است (مثل احداث اتوبان‌ها، پل‌های روگذر، پل‌های زیرگذر، خیابان‌ها و معابر، پارک‌ها، میادین، گورستان، ترمینال‌ها، خطوط مترو، اماکن فرهنگی و اجتماعی، حفاظت و ایمنی شهر، جنگل کاری‌ها، احداث فضاهای سبز، امور ترافیکی شهر، حمل‌ونقل شهری و غیره)، باتوجه به اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از وظائف خاص حاکمیت است و اکنون که دیگر به طور عملی فروش تراکم برای شهرهای برزگ همانند سال‌های گذشته نه به اصلاح است و نه مقدور، می‌باید برای تأمین منابع مالی مورد نیاز برای اجرای وظایف فوق، همانند دیگر فصل‌های برنامه توسعه کشور چاره‌اندیشی گردیده و برای رسیدن به یک توسعه پایدار و هماهنگ ملی و براساس ضرورت‌ها و الزامات ناشی از آرمان‌های مندرج در قانون اساسی نسبت به اتخاذ رهیافت‌های استراتژیک همراه با تعیین اولویت‌های لازم و جهت‌گیری‌های اساسی آن هم در چارچوب اهداف و سیاست‌های برنامه چهارم توسعه کشور از طریق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و در قالب کمیته مشترک تدوین سیاست‌های امور زیربنائی کشور مرتبط با ستاد برنامه چهارم توسعه اقدام مقتضی معمول گردد و عنداللزوم از طریق بازنگری در منابع درآمدی موجود نظیر قانون عمران و نوسازی مصوب سال 1347 و سایر قوانین و یا وضع عوارض جدید جهت تأمین منابع مالی مورد نیاز که می‌باید دارای سه ویژگی اصلی ذیل باشد، اقدام به استقرار نظام درآمدی پایدار نمود:

1ـ مرتبط با وظایف باشد.
2ـ منبعث از قانون باشد.
3ـ دارای ویژگی حسابدهی و اندازه‌گیری نتیجه باشد.

ثابت شده است که دیگر نمی‌توان با اخذ عوارضی اندک و پراکنده و متعدد از مردم شهری مثل تهران معضلات و مشکلات ناشی از نیازهای زیربنائی زندگی صنعتی شهری را با سرعت رو به رشد می‌باشد، تأمین نمود.

اتخاذ راهبرد مدیریت شهری یکپارچه و تعیین اهداف، مأموریت و حدود توسعه شهرها به عنوان زمینه انجام مدیریت شهری مطلوب از جمله اقداماتی است که دیر یا زود می‌باید مورد توجه قرار گیرد.

مسلماً چنانچه امروز در این خوصص به صورت علمی و همراه با اتخاذ روش‌های مبتنی بر آینده نگری همراه با برنامه‌ریزی مناسب و جامعه اقدام نشود، سرعت بروز ناهنجاری‌های اجتماعی شهر به حدی خواهد بود که فردا برای انجام آنها بسیار دیر خواهد بود.

شهرداری تهران (به عنوان بزرگترین کلان شهر کشور) اعلام آمادگی می‌نماید در این خصوص با سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در راستای برنامه‌های فصل عمران شهری برای تدوین برنامه چهارم توسعه کشور همکاری نماید و ضرورت دارد که در برنامه چهارم توسعه به جای توجه به انواع پروژه‌های عمرانی در فصل عمران شهری به خود شهرها و نیازهای آنی آنها (نه پروژه‌ها) به عنوان یک مرکز هزینه و درآمد توجه و دستورالعمل‌های لازم برای عملیاتی کردن بودجه‌های سالیانی شهرداری‌ها تدوین گردد. در خاتمه اهم پیشنهادات شهرداری تهران برای لحاظ نمودن در برنامه چهارم به شرح ذیل به استحضار می‌رسد:

1ـ تعریف دقیق از شهرداری‌ها به شرح ذیل:
" شهرداری سازمانی است عمومی و مستقل با ماهیت حکومتی و موضوعیت محلی، که قانوناً در زمره نهادها و موسسات عمومی غیردولتی (غیرتابع و غیروابسته به قوه مجریه) محسوب می‌شود. این سازمان به لحاظ وظایف محوله در حدود قانونی شهر، رسالت اجتماعی و غیرانتفاعی دارد. هزینه‌های شهرداری از طریق اعمال حاکمیت، وصول عوارض و جذب مشارکت‌ها و دریافت بهای خدمات تأمین می‌گردد. شهرداری با نظارت مستقیم مردم از طریق شورای اسلامی شهر اداره شده و در جهت هماهنگی با سایر شهرداری‌های کشور و نیز سازمان‌ها و موسسات دولتی و غیردولتی تحت نظر و راهنمایی دولت و وزارت کشور می‌باشد."

2ـ واگذاری امر نظارت و مدیریت هماهنگی بهره‌برداری و توزیع از شبکه آب و فاضلاب، سوخت، برق و گاز و مخابرات‌ شهرها به شهرداری‌های کلان‌شهرها به عنوان تضمین اصل مدیریت یکپارچه شهری.

3ـ ایجاد زمینه مشارکت فعال و نقش استصوابی در سیاستگذاری‌های امور زمین و مسکن، تربیت‌بدنی، محیط زیست، فرهنگی و سیاحتی و صنفی بازرگانی به شهرداری‌ها و شوراهای اسلامی کلان‌ شهرها.

4ـ اجازه بهره‌گیری از منابع پولی و اعتباری در اختیار شهرداری‌ها در زمینه تأمین و تخصیص اعتبارات بانکی با سود مناسب و همچنین تأمین اعتبار حداقل سی هزار میلیارد ریال در ابتدای برنامه جهت خرید انواع وسایط نقلیه عمومی و راه‌اندازی قطار شهری (300 کیلومتر در کلان شهرها) از محل ردیف‌های اعتبارات عمرانی و یا فروش دارایی‌ها و سهام شرکت‌های دولتی.

5ـ اختصاص معادل ریالی مابه‌ التفاوت حاصل از سوخت صرفه‌جویی شده در شهرها به ازای افزایش قیمت هر لیتر سوخت حداقل معادل 1500 ریال برای یک دوره 20 ساله با احتساب متوسط رشد ده ساله گذشته برای حمل‌ونقل عمومی.

6ـ اصلاح نظام مالی شهرداری‌ها در جهت افزایش کارایی استفاده از دارایی‌های عمومی و اختصاص در اختیار جهت اعتبارات بانکی مناسب و به کارگیری در سرمایه‌گذاری‌های عمومی و انبوه.

7ـ مستثنی نمودن واردات انواع وسایط نقلیه عمومی شهری و تجهیزات قطار شهری و سایر ملزومات و قطعات مورد نیاز جهت انجام پروژه‌های عمرانی شهری از پرداخت هر نوع حقوق و عوارض گمرکی و سود بازرگانی.

8ـ اجازه تأسیس بانک شهروند در شهرهای بزرگ.

9ـ تأمین اعتبار لازم جهت اجرای پروژه‌های زیست محیطی در اختیار شهرداری‌ها و با نظارت سازمان‌های مسئول.

11ـ برقراری مقررات لازم و اعتبارات مورد نیاز جهت بازسازی بافت فرسوده شهری و افزایش ایمنی شهرها در مقابل حوادث طبیعی در جهت استحکام نظارت و مدیریت مستقیم شهرداری‌ها.

12ـ تعریف مأموریت و اهداف توسعه‌ای شهرهای بزرگ و اصول شهرنشینی متناسب با آن.


محمود احمدی‌نژاد
شهردار تهران
خود پسندیدن آدمی، یکی از حسودان خرد اوست.


انسانم آرزوست

بعد از انتخابات ریاست جمهوری بد اخلاقی های سیاستمداران در مواجهه با هم بیشتر شده و همه و همه خودشون رو محق بر دیگران می دانند، این اواخر مهر ماه هم قرعه به نام آقایان جوانفکر و مطهری افتاد، البته چند وقتی بود که مسائل سیاسی رو پیگیری نمی کردم!
سری به وبلاک آقای جوانفکر زدم و جوابیه ایشون رو به آقای مطهری خوندم، نه جواب آقای جوانفکر و نه طرز گفتار آقای مطهری زیبنده رجال سیاسی نبود، جوابیه ای به نوشته آقای جوانفکر دادم، برای انتشارش رفت تو صف انتظار، فرصت و غنیمت شمردم و برای اینکه وبلاگ رو به روز کرده باشم تقریبا همون جوابیه رو با کم و بیشی اینجا قرار میدم، امیدوارم که دوستان راهنمایی کنند، تا درست و نادرستی گفته هام معلوم بشه:

با سلام
در انتقاد، موضوعات را با هم اختلاط نکنیم، اگر ما داعیه اسلام و مسلمانی داریم باید به آن پایبند باشیم، که تبلیغ پیامبر عظیم الشان اسلام بر اخلاق مداری بود و اکثر یاران ایشان بواسطه حسن خلق آن حضرت مسلمان شدند، در نامه شما چندین نکته موجود بود که بجهت رعایت اخلاق تیتر وار به آنها اشاره می کنم

اول: شما با تقسیم بندی هایی که می کنید (کلا مسئولین) مردم را در دو صف مقابل هم قرار می دهید! این کار را باید اصلاح کرد
مثل بسیجی و غیر بسیجی، باحجاب و بی حجاب، شیعه و سنی، روزنامه های منتقد و موافق و . . . مگر نه اینکه تمام این دسته های متضاد در نظر شما افراد همین خاک و سرزمینند که باید نسبت به سرزمین خود در مقابل متجاوزان، عرق و در مقابل دوستان و هم وطنان محبت داشته باشند!؟
اگر هدف شما خدا و خدمت به خلق است همه این افراد، مردم ایرانند، پس برای رسیدن به این مهم این دسته بندی ها را از گفتار و رفتار خودحذف کنید و موضوع وحدت بخش میهن و ایران را جایگزین سازید تا جامعیت وطن در این سرزمین هزار قوم، موجب وحدت شود،[ کشته شدن در راه وطن شهادت است!]
که در اسلام هدف برداشتن گروهای مختلف و یکی کردن آنهاست که خداوند می فرمایند: "به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید" و مدینه فاضله، همان شهری است که همه یک گروهند و گروه دومی نیست!
یا با خدایی و یا کافر! که با خدا بودن خود دارای درجات مختلفی است که او می داند و بس، "بدرستیکه گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست"

دوم: در مورد رانت پدر و ... که بیان نمودید، سعی کنید حرفی را در کنایه نزنید، چون در گفتار کنایه آمیز حقیقتی پنهان است که بعلت نهان بودن موضوع، هر کسی گمانی می کند که شاید حقیقت مورد نظر گوینده نباشد پس بنابر گفتار معصوم [مولا علی (ع)] از گفتار و کرداری که موجب گمان بد می شود باید خودداری کرد

سوم: وقتی ما پیروی دینی را می کنیم که در آن امیرالمومنین [مولا علی (ع)] برای اثبات دعوی با مرد یهودی بر سر زره خود، در برابر قاضی می نشیند و وی را توصیه به رعایت انصاف حتی در سلام کردن می نماید، فکر نمی کنم سخنان آقای مطهری خارج از اصول اسلامی بوده که شما را برآشفته سازد! چه آنکه در مناظرات تلویزیونی آقای احمدی نژاد نیز خود بر این موضوع که همه باید در مقابل قانون یکسان و پاسخگو باشند اذعان داشتند!؟ این از آن دست گفتارهاست که باید در قبال آن گفت: "شاه می بخشد و وزیر نمی بخشد؟"

چهارم: در مورد این گفتار که "افراد سرمایه های ملی هستند و حفظ آنان و بهره برداری در جهت منافع ملی کاری نیکو و تخریب آنان حرکت در جهت به خطر انداختن منافع ملی و نظام اسلامی است" کاملا با شما همجهت و موافق هستم، ولی جناب آقای جوانفکر تا کی مسئولین ما با مردم خود سیاست یک بام و دو هوا را اجرا می کنند! اگر رهبر انقلاب سرمایه نظام هستند آقای هاشمی هم یکی از سرمایه های نظام اند، اگر آقای احمدی نژاد سرمایه ملی هستند آقای خاتمی، موسوی، کروبی، رضایی، قالیباف و لاریجانی و . . . هم سرمایه های ملی ما هستند، چگونه است که دیگران فارغ از رتبه و منزلت باید در مقابل قانون پاسخگو باشند ولی ما نباید باشیم؟! این یعنی تضاد با آنچه که مولا علی (ع) خطاب به فرزندش فرمود: آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند!؟

پنجم: به راحتی خود را حق و دیگران را باطل می انگارید نه شما که همه و همه اینگونه اند، از شما می پرسم با چه محکی شما حق و دیگرانی که با شما و همفکران شما نیستند را ناحق می دانید!؟
مگر نه اینکه ملاک حقانیت قران و ائمه اطهارند؟
مگر نه اینکه خدا در قرآن می فرماید: همدیگر را مسخره نکنید چه بسا از شما بهتر باشند؟
یا در آیه ای دیگر مگر نفرموده: یکدیگر را با القاب زشت و توهین آمیز نخوانید
در این آیات افعال بگونه ای به کار برده شده که جامعیت انسان ها را در بر دارد حال که شما دو بزرگوار الحمدلله مسلمانید چرا اینگونه همدیگر را خطاب می کنید!؟ حتی فرد مسلمان با توجه به این آیات و آیات دیگر مجاز به دشنام دادن به غیر مسلمان نیست!
در آخر یک چیز را به شما متذکر می شوم که با توجه به گفته امام صادق(ع) همانقدر که عالم فاسد خطرناک است جاهل مقداس مآب نیز خطرناک است!

امیدوارم که به عنوان یک مسلمان، مظهری از اسلام و اخلاق نیکوی اسلامی باشیم
آنکه به تو گمان نیک برد، با نیکویی در کار، گمان وی را راست دار

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت!

بدان که انسان عارف به حقایق و مطلع از نسبت بین ممکن و واجب- جل و علا- داراى دو نظر است:

یکى نظر به نقصان ذاتى خود و جمیع ممکنات و سیه رویى کائنات که در این نظر، علما یا عینا بیابد که سرتا پاى ممکن در دل نقص و در بحر ظلمانى امکان و فقر و احتیاج فرو رفته از لا و ابدا، و به هیچ وجه از خود چیزى ندارد و ناچیز صرف و بى‏آبرویى محض و ناقص على الاطلاق است. بلکه این تعبیرات نیز در حق او درست نیاید و از تنگى تعبیر است و ضیق مجال سخن، والا نقص و فقر و احتیاج، فرع تسیئیت است و براى جمیع ممکنات و کاف خلایق از خود چیزى نیست. در این نظر اگر تمام عبادات و اطاعات و عوارف و معارف را در محضر قدس ربوبیت برد، جز سرافکندگى و خجلت و ذلت و خوف چاره‏اى ندارد. چه اطاعات و عبادتى؟ از کى براى کى؟ تمام محامد راجع به خود اوست، و ممکن را در او تصرفى نیست، بلکه از تصرف ممکن، نقص عارض اظهار محامد و ثناى حق شود که اکنون عنان قلم را از او منصرف مى‏نماییم. و در این مقام فرماید: «ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک». چنان چه در مقام اول فرماید: «قل کل من عندالله». و قائل در این مقام گوید:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت‏
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

«قول پیر راجع به مقام دوم و قول خود قائل راجع به مقام اول است. پس در این نظر خوف و حزن و خجلت و سرافکندگى انسان را فرا گیرد»

امام خمینی | حضور 2 صفحه 209
دلهای پاک خطا نمی کنند، فقط سادگی می کنند و امروز سادگی پاکیزه ترین خطاست

رسیده از یک دوست